دوشنبه , سپتامبر 20 2021

خطی برای برادر عزیزم عمیر جان

ای قلم نمیدانم چرا برای آنهایی که بیشتر از خودشان دوستشان دارم نمی نویسی چرا تا یاد آنها در ذهنم می آید و خاطراتشان را مرور میکنم جملاتت شکسته میشود و الفاظ برای بیان احساساتم خیانت میکنند!

عمیر جان من هم مثل بسیاری از دوست دارانت که آرزوی ندیدن تو را میکنند آرزو میکنم کاش تورا ندیده بودم!، اخلاقت را، مرامت را، دغدغه هایت را نمیدانستم. عمیر جان شنیده ای که مجروحان آرزو میکنند دردشان بین دیگران تقسیم شود تا شاید اندکی از درد آنها کاسته شود. منهم امروز آرزو میکنم کاش تورا تمام ملت بلوچ و اهل سنت ایران میدانستند تا امروز جملگیشان در غم از دست دادنت با من هم آغوش میشدند.
کاش میدیدند که چگونه سرداران و نوابان بلوچستان خردت را تحسین میکردند. کاش میدیدند که چگونه صدها نفر برای سپردن حل و فصل مسائلشان به تو، ماه ها به نوبت و انتظار مینشستند. کاش میدیدند چگونه مظلومان و بی پناهان تورا قوت قلبی برای خود میپنداشتند. و کاش همه شان میدیدند که تو چگونه برای جلوگیری از یک فتنه با دستان خالی جانت را سپر گلوله ها کردی.

عمیر جان حتما یادت هست آن لحظاتی را که در میان طوفان وحشتناک شن صحنه های جنت را برای هر کدام از دوستانمان ترسیم میکردیم و با هم در حد بیهوشی میخندیدیم. امروز به حکم الله تو آنجایی و ما همچنان در زیر طوفان ناملایمات، با خاطرات تو و دیگر دوستان پر کشیده زمان را سپری میکنیم.

عمیر جان یادت هست که میگفتم در زیر این چرخ گردون هیچ حزب و گروهی را مظلوم تر از جیش العدل و مردانش سراغ ندارم؟
یادت هست که میگفتم ما جماعتی هستیم که از آشنا و غریبه خورده ایم، سرداران طوایف و قبایل برای استمرار امتیازاتشان و علما برای حفظ مساجد و مدارسشان، سرمایه داران و متنفذین برای حفظ مال و جایگاهشان و رسانه ها با اشاره اربابانشان در حد وسع و توانشان بر شیشه عمرمان سنگ خیانت، اتهام و حتی مرگ پرتاب کرده اند!
بحث حکومتها و ارتش های کشورهای اسلامی، قدرتهای جهانی و احزاب اپوزیسیون نظام به جای خود بماند.
عمیر جان حتما یادت هست که گله اصلی ام از این اقشار نبود.

خشمم از بسیجان فریب خورده بود که حماقتشان برای لقمه ای نان آنها را در مقابل ما علم کرده بود. و برادران بلوچمان با نام سرمچار که برای یافتن سرپناهی طوق بردگی و بندگی سپاه پاسداران را به گردن آویخته اند. و حیرتم از برادران ایمانیم بود همانهایی که عَلَم جهاد فی سبیل الله را بلند کرده اند و ندای کرامت امت سرورم محمد مصطفی (ص) را سرمیدهند. آشفتگی ام از عناد برخی از مسئولین امارت اسلامی است از تبلیغات مسموم القاعده، از کارشکنی پنهانی و آشکار اخوان المسلمین و رسانه های توحیدی. ای برادران ایمانی ام آیا ملت مسلمان بلوچ از امت سرورمان محمد مصطفی نیست؟! آیا اهلسنت مظلوم ایران جزء امت رحمت العالمین نیست؟!

عمیر جان حتما یادت هست که پس از این همه گله و شکوایه میگفتم انتظاری از هیچکس نیست فقط آنکه، دستمان را اگر نمیگیرند هل مان ندهند.

برادرم عمیر عزیز تو به همراه کریم جان تا اعلاعلیین پر کشیدی و خودت را برای همیشه از تمام این مصائب رهانیدی اما مطمئنم پس از آن گلوله ای که بر سر نازنینت اصابت کرده بود، عجل به تو فرصت میداد خطاب به آن حرفهای من میگفتی: ما برای رضایت الله قیام کرده ایم و جانمان را برای او به کف گرفته ایم حال باکی نیست که پروردگارمان جانمان را توسط دوستانمان میگیرد یا دشمنانمان. فقط و فقط آرزویمان آن است که الله ما را بر مسیر عزت و کرامتمان بر همان منهجی که انتخاب کرده ایم یعنی فی سبیل الله بودن جهادمان، استوار بدارد و از ما راضی باشد.

شهید بشیر نارویی با نام مستعار عمیر به همراه نورجان با نام مستعار کریم جان در تاریخ ۱۵ مرداد ۱۴۰۰ در برخورد با مجاهدین امارت اسلامی افغانستان به شهادت رسید.

انا لله و انا الیه راجعون

درباره shabakeadl